الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

202

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

ذكر كرده است و مفهومش اين است كه در كليه اختياراتى كه « انسان » نسبت به خويشتن دارد « پيامبر » ص از خود او نيز اولى است . گرچه بعضى از مفسران آن را به مساله « تدبير امور اجتماعى » و يا « اولويت در مساله قضاوت » و يا « اطاعت فرمان » تفسير كرده‌اند اما در واقع هيچ دليلى بر انحصار در يكى از اين امور سه گانه نداريم . و اگر مىبينيم در بعضى از روايات اسلامى ، اولويت به مساله « حكومت » تفسير شده ، در حقيقت بيان يكى از شاخه‌هاى اين اولويت است ( 1 ) . لذا بايد گفت : پيامبر اسلام ص هم در مسائل اجتماعى و هم فردى و خصوصى ، هم در مسائل مربوط به حكومت ، و هم قضاوت و دعوت ، از هر انسانى نسبت به خودش اولى است ، و اراده و خواست او ، مقدم بر اراده و خواست وى مىباشد . از اين مساله نبايد تعجب كرد چرا كه پيامبر ص معصوم است و نماينده خدا جز خير و صلاح جامعه و فرد را در نظر نمىگيرد ، هرگز تابع هوى و هوس نيست ، و هيچگاه منافع خود را بر ديگران مقدم نمىشمرد ، بلكه به عكس برنامه او در تضاد منافع همواره ايثارگرى و فداكارى براى امت است . اين اولويت در حقيقت شاخه اى از اولويت مشيت الهى است ، زيرا ما هر چه داريم از خدا است . اضافه بر اين انسان هنگامى مىتواند به اوج ايمان برسد كه نيرومندترين علاقه او يعنى عشق به ذات خود را تحت الشعاع عشق به ذات خدا و نمايندگان او قرار دهد . لذا در حديثى مىخوانيم كه فرمود : لا يؤمن احدكم حتى يكون هواه

--> ( 1 ) اين روايات در « اصول كافى » و كتاب « علل الشرائع » آمده است ( به تفسير نور الثقلين جلد 4 صفحه 238 و 239 مراجعه فرمائيد ) .